دشت گردان
مترادفها
سرگردان، آواره
ویکی واژه
دشتگردان
احتمالا فقط یکبار در شاهنامه و در زمان تقسیم پادشاهی فریدون آمده و حاکی از یک تیره و تبار ایرانی است که با ایرانیان همزیستی مسالمتآمیز داشتهاند. یکی روم و خاور دگر ترک و چین..... سیم دشتگردان و ایرانزمین
دشتْ گَردان یعنی صحراگردان، چادرنشینان و همان نژاد معروف آریایی باید باشد. بدین منوال حضور اقوام صحراگرد آریایی از دوران فریدون و حتی پیش او قابل توجیهاست
جمله سازی با دشت گردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مر او را بر این ترک پرخاشخر بر این دشت گردانش پیروزگر
💡 بدین جنگ من مر تو را پای نیست برین دشت گردان تو را جای نیست
💡 یکی روم و خاور دگر ترک و چین سیم دشت گردان و ایرانزمین
💡 اگر پادشا دیده خواهد ز من و گر دشت گردان و تخت یمن
💡 که او را در آن دشت گرداند پست به یک حمله آن لشکرش را شکست