چرخان.[ چ َ ] ( نف، ق ) گردان. گردگردان. چرخنده. || در حال چرخیدن. || در حال چرخانیدن.
چرخان. [ چ ُ ]( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «بعقیده صاحب معجم البلدان شهریست در خوزستان در نزدیکی شوش ». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 218 ). در معجم البلدان «جرخان » ( با جیم ) بضم اول شهری بخوزستان نزدیک شوش یاد شده است.
۱. چرخنده، گردان.
۲. (قید ) در حال چرخیدن.
چرخنده، گردان، درحال چرخیدن
گردان ٠ چرخنده
چرخنده؛ گردان.
در حال چرخیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حین کار، یک جرم دوار توسط موتور شتاب میگیرد و انرژی را ذخیره میکند، سپس بهطور ناگهانی به شفت خروجی (سندان) متصل میشود و ضربه ای با گشتاور بالا ایجاد میکند. مکانیزم چکش به گونه ای طراحی شدهاست که پس از ضربه زدن، چکش دوباره آزادانه بچرخد و قفل نشود. با این طراحی، تنها نیروی واکنشی که به بدنه ابزار اعمال میشود، موتوری است که چکش را شتاب میدهد و در نتیجه اپراتور گشتاور بسیار کمی را احساس میکند، حتی اگر گشتاور بسیار بالا باشد. (این شبیه به یک چکش معمولی است، که در آن کاربر نیروی کوچک و ثابتی را برای چرخاندن چکش اعمال میکند، که وقتی چکش به جسمی برخورد میکند، یک ضربه بسیار بزرگ ایجاد میکند)
💡 در استقرار استوایی، یک محور تلسکوپ به سمت قطب سماوی نشانه میرود. این محور را محور قطبی یا محور ساعت نام نهادهند. محور دیگر، عمود بر این محور، محور مِیل است. با توجه به موازی بودن محور ساعت و محور چرخش زمین، اگر تلسکوپ را با یک سرعت ثابت حول این محور بچرخانیم، چرخش ظاهری آسمان جبران میشود. مهمترین مشکل فنی در نصب استوایی، محور میل میباشد. زمانی که تلسکوپ به سمت جنوب نشانه رفتهاست، وزن آن، نیرویی عمود بر این محور وارد میکند. چنانچه تلسکوپ در تعقیب یک جسم به سمت غرب بچرخد، یاتاقانها باید یک بار اضافی را، موازی با محور میل، تحمل کنند.