لغت نامه دهخدا
دخترعمه. [ دُ ت َ رِ ع َم ْ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرزند مادینه خواهر پدر. بنت عم. عمه قزی
دخترعمه. [ دُ ت َ رِ ع َم ْ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرزند مادینه خواهر پدر. بنت عم. عمه قزی
فرزند مادینه خواهر پدر بنت عم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۸۳۵ در بالتیمور، با دخترعمه ۱۳ سالهاش ویرجینیا کلم ازدواج کرد. در ژانویه ۱۸۴۵ پو شعر «غراب» را منتشر کرد و به موفقیت دست یافت. دوازده سال بعد همسرش بر اثر سل درگذشت. با مرگ همسرش دچار سرخوردگی و ناامیدی بسیاری شد که این غم و اندوه وی بر آثارش نیز اثر گذاشت. پو سالها تلاش کرد تا مجلهٔ خودش را راه بیندازد و پیش از این که موفق بشود، از دنیا رفت.
💡 آنه ماری کوچکترین دختر فردریک نهم دانمارک و همسرش اینگرید سوئد است. به این ترتیب او خواهر کوچک ملکه سابق دانمارک مارگرته دوم و دخترعمه کارل گوستاف شانزدهم سوئد است. او در سال ۱۹۴۶ در زمانی که پدرش ولیعهد دانمارک بود، در کاخ آمالینبورگ کپنهاگ به دنیا آمد.
💡 آلبرت که دومین فرزند ارنست یکم دوک ساکس-کوبرگ و گوتا است، در سن ۲۰ سالگی با دخترعمهاش ویکتوریا ازدواج کرد.