فرهنگ معین
(سَ ) (حامص. ) قصه گویی، افسانه پردازی.
(سَ ) (حامص. ) قصه گویی، افسانه پردازی.
۱. افسانه سرایی.
۲. قصه گویی.
عمل و شغل داستانسرا
قصه گویی، افسانه پردازی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سریال به دلیل فیلمبرداری و داستان سرایی خوب مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، اما همچنین به دلیل نمایش نادرست حقایق تاریخی مورد انتقاد قرار گرفت، حتی برخی آن را به «چینیلپا» بودن متهم کردند.
💡 وبسایت نقد و بررسی راتن تومیتوز، بر اساس ۱۶ نقد مختلف، به این سریال نمره بالای نه از ده را داد. اجماع منتقدان این وبسایت، آرکین را به دلیل تلفیق هنرمندانهٔ فضای سه و دو بعدی، و شیوه داستان سرایی فانتزی، با چاشنی خشونت و مشکلات روانی، ستود.
💡 وی با پرداختن دوباره به اساطیرِ پیدایش کشورش، فرم و داستان سرایی را برای ابداعِ نوع جدیدی از نقاشی تاریخی درهم میآمیزد. ظاهراً علت استفاده کیفر از اینگونه مواد، علاقه و شیفتگی اش به تناقض است. سطوح کبره بسته، ترک خورده، خشن و پوشیده از رنگدانههای زنگ زده، دال بر آسیبپذیری و شکنندگی زندگی زودگذر ماست.