داخل کردن

داخل کردن در زبان فارسی به معنای قرار دادن یک چیز درون چیز دیگر یا ورود چیزی به یک فضای مشخص است. این فرآیند می‌تواند شامل عمل فیزیکی باشد، مانند گذاشتن یک شیء درون جعبه، یا می‌تواند به صورت مفهومی باشد، همانند وارد کردن یک نظر یا ایده به یک بحث. به طور خلاصه، مفهوم داخل کردن به معنای آوردن، جا دادن یا قرار دادن یک چیز در محیط یا چارچوبی دیگر است. به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم که یک کتاب را در قفسه قرار می‌دهیم، در واقع داریم آن را به یک فضای مشخص وارد می‌کنیم. همچنین ممکن است در یک جلسه بحث، یک ایده جدید را به موضوع بحث اضافه کنیم که این نیز نوعی داخل کردن مفهومی است. به همین ترتیب، این واژه در زمینه‌های مختلف قابل کاربرد است و می‌تواند ابعاد مختلفی را در بر بگیرد، از جمله فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی.

مترادف‌ها

وارد کردن، گنجاندن، فرو بردن

متضادها

خارج کردن، بیرون آوردن

لغت نامه دهخدا

داخل کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درآوردن. اتلاج. اِدخال. اندماج: اسلق العود فی العروة؛ داخل کردن چوب را در گوشه کوزه و جز آن. ( منتهی الارب ).
- داخل جنگ کردن؛ بجنگ واداشتن.
- داخل چیزی کردن؛ آمیختن و درآوردن درآن. پیوسته کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

در آوردن

جمله سازی با داخل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داخل کردن داده‌های جدید به پایگاه اطلاعاتی سازمان باید با دقت بسیار زیاد و رعایت تمامی پروتکل‌های امنیتی که از سوی مدیر تعیین شده انجام شود.

💡 او با دقت بسیار زیادی تلاش می‌کرد داخل کردن قطعه فلزی کوچک در شکاف بسیار باریک دستگاه الکترونیکی را با احتیاط کامل و بدون خطا انجام دهد.

💡 فرآیند داخل کردن سیم‌ها در کانکتورهای بسیار ظریف و حساس نیازمند مهارت دست و تمرین مداوم برای جلوگیری از آسیب به قطعات الکترونیکی است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران