خویشاوندسالاری
مترادفها
پارتیبازی، فامیلبازی
فرهنگستان زبان و ادب
{nepotocracy} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نظامی سیاسی که در آن کسانی که در رأس حکومت اند مناصب حکومتی را به خویشاوندان خود می سپارند
ویکی واژه
نظامی سیاسی که در آن کسانی که در رأس حکومتاند مناصب حکومتی را به خویشاوندان خود میسپارند.
جمله سازی با خویشاوندسالاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عثمان بن عفان خلیفهٔ سوم اهل سنت است. در نهجالبلاغه در رابطه با او مطالبی آمدهاست که در این نوشتار به آن اشاره شدهاست. اسراف، خویشاوندسالاری و شکمپرستی از مواردی است که در نهجالبلاغه به عثمان نسبت داده شدهاست. دلیلِ به قتل رسیدن عثمان و خونخواهی دیگران برای او و همچنین گلایه و انتقاد مسلمانان از عثمان در نزد علی از دیگر مواردی است که در نهجالبلاغه در رابطه با عثمان ذکر شدهاست.
💡 آقازاده اصطلاحی است برای اشاره به خویشاوندسالاری در ایران که افرادی در کشور ایران به وسیلهٔ رانت و سوءاستفاده از نفوذ و قدرت پدر یا مادر یا اقوام نزدیکشان شروع به فعالیتهای اقتصادی یا سیاسی مینمایند و با زحمت کم، قدرت و ثروت بسیار زیادی کسب میکنند و این موفقیت را مدیونِ این نسبتِ خانوادگی و نزدیکی به حلقهٔ قدرت هستند.
💡 یکی از بزرگترین مشکلات ساختارهای اداری در برخی کشورها، وجود سیستم شدید خویشاوندسالاری است که باعث میشود افراد غیرمتخصص در پستهای بسیار مهم قرار بگیرند.
💡 اگر در یک سازمان، اصل عدالت جایگزین خویشاوندسالاری نشود، قطعاً باعث کاهش انگیزه کارکنان و در نهایت سقوط و فروپاشی کامل آن نهاد خواهد شد.
💡 او به دلیل داشتن روابط نزدیک با مدیر ارشد، متهم شد که از طریق خویشاوندسالاری توانسته است بدون طی کردن مراحل قانونی، به آن جایگاه شغلی برسد.