خودبیمارانگار

مترادف‌ها

خودبیمارپندار، خودبیمارگرا

فرهنگستان زبان و ادب

{hypochondriac} [روان شناسی] فرد دچار خودبیمارانگاری

ویکی واژه

فرد دچار خودبیمارانگاری.

جمله سازی با خودبیمارانگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وی در کتاب خویش آناتومی اعصاب و فیزیولوژی عصبی را توضیح داد و نخستین کسی بود که بیماری‌های روانی مختلفی شامل خودبیمارانگاری، کما، همی‌پارزی، کما، مننژیت، یادزدودگی، خستگی و اندوه عشق را مورد بحث قرار داد. وی مراقبت از سلامتی را از طریق تغذیه مقدم بر داروها می‌شمرد.

💡 خودبیمارانگاری با نشانگان مونشهاوزن متمایز است، چراکه در اختلال خودبیمارانگاری، خود فرد آگاهانه علایم بیماری را جعل نمی‌کند و تلاشی آگاهانه برای تقلید یک بیماری از خود بروز نمی‌دهد.

💡 او همیشه نگران سلامتی خود است و کوچک‌ترین دردی را که احساس می‌کند، به پزشک گزارش می‌دهد و رفتاری شبیه به یک خودبیمارانگار از خود نشان می‌دهد.

💡 دوست من به دلیل وسواس بیش از حد در مسائل بهداشتی، گاهی اوقات رفتاری خودبیمارانگار پیدا می‌کند که باعث می‌شود دیگران از صحبت کردن با او کمی خسته شوند.

💡 نباید اجازه دهیم افکار منفی و وسواس‌های ذهنی، ما را به سمت رفتارهای خودبیمارانگار سوق دهند، زیرا این موضوع می‌تواند کیفیت زندگی و آرامش روانی ما را کاهش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران