خندریس

لغت نامه دهخدا

خندریس. [ خ َ دَ ] ( ع اِ ) می کهنه. شراب کهنه. ( از منتهی الارب )( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خنادر. || گندم کهنه. ( منتهی الارب ). منه: حنطة خندریس.

فرهنگ معین

(خَ دَ ) [ ع. ] (اِ. ) شراب کهنه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شراب کهنه پاد. کهن.

ویکی واژه

شراب کهنه.

جمله سازی با خندریس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خندریس است و عجوز است و سلاف است و رحیق ابنه الکرم و ابوالعشره و بنت العنب است

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز