لغت نامه دهخدا
خشکاندن. [ خ ُ دَ ] ( مص )خشک کردن. تجفیف. خشکانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خشکاندن. [ خ ُ دَ ] ( مص )خشک کردن. تجفیف. خشکانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(خُ دَ ) (مص م. ) خشکانیدن.
گرفتن آب یا رطوبت چیزی، به ویژه به سیلۀ آفتاب یا حرارت، خشک کردن.
( مصدر ) خشک کردن آب و رطوبت چیزی را گرفتن ( بوسیل. حرارت دادن یا در آفتاب گذاشتن ).
خشکانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استفاده از مدفوع بهعنوان سوخت نیز در برخی کشورها که مشکل تأمین سوخت دارند بسیار کاربردی است. از مدفوع گوسفند مستقیماً برای گرم کردن تنورهای نانوایی استفاده میشود. روستانشینان، ابتدا مدفوع گاو را بهشکل قطعههای دایره شکلی بهنام کَتَم درمیآورند و بعد از خشکاندنِ آنها در آفتاب، از آن برای گرم کردن اجاقهای پختوپز استفاده میکنند.
💡 فرایند تولید هواژل شامل استخراج بخش مایع ژل با استفاده از روش خشکاندن فوق بحرانی میباشد. با استفاده از این روش مایع به آهستگی از درون شبکه جامد ژل خارج میشود بدون آنکه به این شبکه آسیبی برسد و در اثر نیروی مویینگی در هم بشکند؛ مثلاً، ژله خوراکی در اثر تبخیر معمولی دچار درهمشکستگی ساختار شبکه جامد میشود. نخستین نمونههای هواژل از ژل اکسید سیلیسیم ساخته شدند و هواژل سیلیسی نامیده شدند. بعدها، کیستلر هواژلهایی با پایه اکسید آلومینیم، کروم و قلع ساخت. هواژلهای کربنی در اواخر دهه ۸۰ میلادی ساخته شدند