خستر
لغت نامه دهخدا
خستر. [ خ َ ت َ ] ( اِ ) حشرات الارض مانند مار و سوسمار و جز آن و نوع این حیوانات را بزبان فرنگ رپتیل گویند و آن طایفه از حیوانات ذی فقاری را نامند که خونشان سرد و پوستشان عریان است و بر روی شکم راه می روند و بعضی با پنجه و بعضی بدون پنجه مانند مار و سوسمار و سنگ پشت و جز آن و در زبان فارسی آنها را خزنده و خست و خستو و گردشنده و مخنده و مخیده و مستو نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). خزنده. ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرای ناصری ). رجوع به خزندگان شود. || حشره. ( السامی فی الاسامی ). ج، خستران. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
(خَ تَ ) (اِ. ) نک خرفستر.
ویکی واژه
نک خرفس
جمله سازی با خستر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود عمری سکه روی زر از نامش درست این زمانه آن سکه بر رخستر سرخ زر نماند