خریدنی

لغت نامه دهخدا

خریدنی. [ خ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خریدن. درخور خریدن. لایق خریدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

قابل خریدن در خور خریدن

جمله سازی با خریدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شادم از آن فروغیا کز اثر محبتی نقد نشاط صرف شد بر سر غم خریدنی

💡 بر نقد جان دو بوسه ز لعل تو خواستم گرچه گرانبهاست ولیکن خریدنی است

💡 ز ابنای روزگار، تغافل غنیمت است یوسف به سیم قلب ز اخوان خریدنی است

💡 نبود بجز فروختنی در دکان عشق جز جنگ آن نگار که بر خود خریدنی است

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز