خروزان
لغت نامه دهخدا
خروزان. [ خ ُ ] ( اِخ ) نام پهلوانی بود از تورانیان. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نام پهلوانی بود از تورانیان
ویکی واژه
~ نام نخستین دیو در شاهنامه است که در زمان کیومرث حضور دارد و جز این مورد خاص در هیچ کجای شاهنامه از چنین موجودی اسم برده نشدهاست. او با سیامک گلاویز شد و سیامک را به قتل رساند. ~ سیامک به دست خروزان دیو..... تبه گشت و ماند انجمن بیخدیو
جمله سازی با خروزان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زال خور از ناوک شعاع فلک را خون ز شفق برگشاد همچو خروزان
💡 سیامک به دست خروزان دیو تبه گشت و ماند انجمن بیخدیو