خردمندانه

لغت نامه دهخدا

خردمندانه. [ خ ِ رَ م َ دا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) عاقلانه. هوشمندانه. از روی عقل. از روی حکمت. || منسوب بخردمندی. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. از روی خردمندی و عقل: سخن خردمندانه.
۲. (قید ) عاقلانه: خردمندانه رفتار کردند.

فرهنگ فارسی

از روی خردمندی عاقلانه (( خردمندانه رفتار میکند ) )

جمله سازی با خردمندانه

💡 عاقلی چون در محیط ما بود دیوانگی زین سبب چندی خردمندانه مجنون می‌شویم

💡 ز کوی آن پری دیوانه رفتم نکو کردم خردمندانه رفتم

💡 پس از خل ع بدن ک ردم به سر باز خردمندانه گویم با تو این راز

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز