خرخاش

مترادف‌ها

خش‌خش، صدای کشیده شدن

متضادها

سکوت، آرامش

لغت نامه دهخدا

خرخاش. [ خ َ ] ( اِ ) ظاهراً بمعنی گفتگوست:
گفت هر شش را بگیرید ای دو خصم
من شوم آزاد بی خرخاش و وصم.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ معین

(خَ ) (اِ. ) ۱ - نگرانی، اضطراب. ۲ - غوغا، جنجال.

ویکی واژه

نگرانی، اضطراب.
غوغا، جنجال.

جمله سازی با خرخاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفت هر شش را بگیرید ای دو خصم من شوم آزاد بی خرخاش و وصم

💡 ای جان، چندان خوبی، نوباوهٔ یعقوبی خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران