خجول

لغت نامه دهخدا

خجول. [ خ َ ] ( از ع، ص ) شرمگین. شرمگن. شرمسار. آنکه بسیار شرم آورد. شرمناک.

فرهنگ معین

(خَ ) [ ع. ] (ص. ) شرمگین، شرمنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شرمگین شرم زده شرمسار.

ویکی واژه

شرمگین، شرمنده.

جمله سازی با خجول

💡 آزمایشگاه داستان یک جوان خجول شهرستانی است که با رتبه اول از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده است. او برای استخدام به آزمایشگاه یک بیمارستان می‌آید، اما از لحظه اول با روابط و رقابت‌های آشکار و پنهان حرفه‌ای و عاطفی رو‌به‌رو می‌شود.

💡 داشت بر سر عمامه‌ای مقبول چشم‌هایی سیاه و چهره خجول

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز