خار کردن
مترادفها
نیش زدن، زخم کردن
لغت نامه دهخدا
خارکردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ژولیدگی مو را با شانه از بین بردن. از هم جدا کردن موی ژولیده و آشفته بوسیله شانه و خاصه شانه دنده درشت. غاز کردن.
فرهنگ فارسی
ژولیدگی مو را با شانه از بین بردن از هم جدا کردن موی ژولیده و آشفته بوسیله شانه و خاصه شانه دنده درشت.
جمله سازی با خار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ ما ظَلَمُونا ای نحن اعز من ان نظلم، و اعدل من ان نظلم. ما از آن عزیزتریم که بر ما ستم کنند و از آن عادلتریم که خود ستم کنیم. وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ نه بر ما ستم کردند بآنک فرمان نبردند و ادّخار کردند بل که بر خود ستم کردند که از آن روزی بی رنج وهنی بازماندند.
💡 ام کلثوم دختر علی با ابن ملجم مشاجره کرد و او را به خاطر اینکه خلیفه مسلمانان را کشته، سرزنش نمود. ابن ملجم در پاسخ گفت که او تنها پدر توست نه خلیفه. ابن ملجم زندانی شد. مردم او را سرزنش میکردند و به او صدمه بدنی وارد میکردند. اما وی عکس العملی نشان نمیداد. برخی منابع میگویند وی در پاسخ شعرهایی حاکی از افتخار کردن به جدا شدن از علی و کشتنش میخواند.