حرف حساب

فرهنگ معین

(حَ فِ حِ )(ص مر. )سخن معقول و منطقی، سخن صریح و بدو ن مجامله.

ویکی واژه

سخن معقول و منطقی، سخن صریح و بدو ن مجامله.

جمله سازی با حرف حساب

💡 دل زمزمه های انقلابی دارد در عین جنون حرف حسابی دارد

💡 شکوه هرچند که دل را ز غم دوست، سلیم بی حساب است، ولی حرف حسابی دارد

💡 تا دست دهد حرف حساب خود را با مردم روزگار بی پشت مزن

💡 زور به پشت حساب مشت زد و گفت حرف حسابی دگر جواب ندارد

💡 در ذائقه‌ها تلخ شده حرف حسابی جمله پی وافوری و بنگی و شرابی