لغت نامه دهخدا
حاصل جمع. [ ص ِ ل ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه از جمع کردن چند عدد بدست آید، مثلاً حاصل جمع 5 و 7، دوازده باشد: 12 = 7 + 5.
حاصل جمع. [ ص ِ ل ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه از جمع کردن چند عدد بدست آید، مثلاً حاصل جمع 5 و 7، دوازده باشد: 12 = 7 + 5.
آمچه که از جمع کردن چند عدد بدست آید
somma
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غنچه گشتن حاصل جمعیّت این باغ بود نالهٔ بلبل عبث تخمی پریشان کرد و رفت
💡 را میتوان به صورت حاصل جمع واریانسهای نمونه ای دو جزء متعامد تجزیه نمود: تخمین زن
💡 هوپسیکلس مطالعات بیشتری در تصاعدهای عددی انجام داد. از یافته های وی می توان اشاره کرد به «اعداد کثیرالاضلاع به عنوان حاصل جمع تصاعدهای عددی تعریف شده است که قدر نسبت آنها مساوی است با تعداد اضلاع کثیرالاضلاعهای مربوطه منهای دو».
💡 هیچکس را حاصل جمعیت ازاسباب نیست بحر را هم موج بیتابی زجوش گوهرست
💡 حاصل جمعیت اسباب جز عبرت نبود مفت ما بیدل که مژگانی بهم آورده ایم
💡 حاصل جمعیت دنیا پریشان خاطری است روی جمعیت نبیند هر که دنیا جمع کرد