حاشیه نشین. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه درحاشیه مجلس نشیند. حاضری در مجلس که بکاری نیست.
- امثال:
حاشیه نشین دلش فراخ است ( یا گشاد است )؛ یعنی چون سود و زیانی در امرندارد هرچه بیشتر و بهتر و پر خرج تر را رأی دهد، نظیر: از کیسه خلیفه می بخشد:
خرج که از کیسه مهمان بود
حاتم طائی شدن آسان بود.
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِفا. ) ۱ - آن که در فعالیت گروهی شرکت نمی کند. ۲ - آن که در حاشیه شهر سکونت دارد. ۳ - کسی که در کنار مجلس نشیند.
۱. کناره نشین.
۲. کسی که کنار مجلس می نشیند.
( صفت ) کسی که در کنار مجلس نشیند.
آن که در فعالیت گروهی شرکت نمیکند.
آن که در حاشیه شهر سکونت دارد.
کسی که در کنار مجلس نشیند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آغاز پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ۳۰ درصد مردم در شهرها و ۷۰ درصد در روستاها زندگی میکردند اما سیاستهای نادرست و عدم ایجاد اشتغال در روستاها سبب مهاجرت شدهاست و در کنار آن حاشیهنشینی ایجاد شده که در این میان مشهد بیشترین سهم را دارد به طوری که متوسط حاشیهنشینی در کلانشهرها ۱۶ درصد جمعیت است اما مشهد، ۳۰ درصد جمعیت حاشیهنشین دارد.
💡 امروزه منطقهٔ آخماقیه یکی از محلات تبریز و مرکز شهرداری منطقهٔ ۷ تبریز به نام شهرک شهید چمران است که در اراضی غربی و شرقی آن چندین واحد شهرک با بلوکهای متعدد ساختمانی چون اندیشه و آپارتمانهای جالبی که تضاد کامل با حاشیهنشینان این محله دارد احداث شدهاند.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به گرگینه، تا ابد مری، پسران حاشیهنشین و صندوق پستی تینتو براس اشاره نمود.
💡 این زبان پیشتر در مناطق بیرونی و خارجی از شهر-ایالت برلین کاربرد داشته ولی به مرور زمان و مرکزگرایی ملیگرایانه در شهر و حاشیهنشینی منجر به انقراض آن شد زیرا لهجه برلین خودش شاخهای از آلمانی علیا است.
💡 بسیاری از این مهاجرین به دلایل گوناگونی امکان حضور و سکونت مستقیم در آبادیهای مناطق دیگر را نداشتهاند و بهناچار به حاشیهنشینی در اطراف شهرهای بزرگ و مراکز جمعیتی میشدهاند.