لغت نامه دهخدا
جیغ زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صدای نازک و بلند برآوردن. فریاد کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
جیغ زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) صدای نازک و بلند برآوردن. فریاد کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
(زَ دَ ) (مص ل. ) فریاد کشیدن.
( مصدر ) صدای نازک و بلند بر آوردن فریاد کشیدن.
جیغ یک حالت انسانی است که انسان انجام می دهد و غالباً یک صدای بلند از دهان خود خارج می کند.
• ترس
• خوشحالی
• درد
• ارتباط کلامی
• مقاله های بدون منبع
• همه مقاله های بدون منبع
فریاد کشیدن.
💡 -اعمال سلیقه و هنر نمایی همیشه به تک روی و جیغ زدن نمیانجامد فضاهای شهری ما میتوانند در حین کثرت وحدت لازم را داشته باشند. در آستانهٔ جامعهٔ مدنی نیاز به ساماندهی نما شدیداً احساس میگردد و این فقط با هماهنگی دستاندرکاران ساخت و نگهداری شهر و بناهای آن میسر میگردد. زندگی را نباید این طرف یا آن طرف نما دید. در داخل زندگی خصوصی و در بیرون زندگی عمومی جزیان دارد. زندگی جمعی اگر مهمتر از زندگی فردی نباشد، از آن کماهمیت تر نیست. ایجاد تمایل میان امیال خصوصی و منافع عمومی، وظیفهٔ هر طراح نیز هست.