جوغ واژهای فارسی است و به ابزاری چوبی در کشاورزی سنتی گفته میشود که هنگام شخم زدن زمین بر گردن گاو یا جفت گاو قرار میگیرد. این وسیله کمک میکند تا دو حیوان در کنار هم و هماهنگ کار کنند. گاوآهن یا وسیله شخمزدن به جوغ بسته میشود تا حیوانها بتوانند آن را بکشند. در گذشته که بیشتر کارهای کشاورزی با نیروی حیوان انجام میشد، جوغ ابزار بسیار مهمی به شمار میرفت. معمولاً جوغ برای بستن دو گاو یا دو ورزا به صورت جفتی استفاده میشد، اما نوعی از آن برای یک حیوان نیز وجود داشت. این وسیله باعث میشد فشار کار به طور مساوی بین حیوانها تقسیم شود. این ابزار از چوب محکم ساخته میشد تا در برابر فشار و وزن مقاوم باشد. امروزه با ورود ماشینآلات کشاورزی، کاربرد آن کمتر شده است. به طور کلی، این کلمه یعنی چوبی که روی گردن گاوها گذاشته میشود تا بتوانند با هم گاوآهن یا بار را بکشند.
جوغ
لغت نامه دهخدا
جوغ. ( اِ ) بروزن دوغ، چوبی را گویند که در وقت زراعت کردن بر گردن گاو نهند. ( برهان ). رجوع به جغ و یوغ و جه شود.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - چوبی که روی گردن جفت گاو می گذاشتند و گاوآهن را بدان می بستند تا زمین را شیار زده و شخم کنند. ۲ - جوی آب.
فرهنگ عمید
چوبی که روی گردن جفت گاو می گذارند و گاوآهن را به آن می بندند و زمین را شخم می زنند، یوغ.
فرهنگ فارسی
چوبی که روی گردن جفت گاومیگذارندوبه گاو آهن زنند
( اسم ) چوبی که روی گردن جفت گاو نهند و گاو آهن را بدان بندند و زمین را شیار و تخم کنند.
ویکی واژه
چوبی که روی گردن جفت گاو میگذاشتند و گاوآهن را بدان میبستند تا زمین را شیار زده و شخم کنند.
جوی آب.
جمله سازی با جوغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد چراگاه غزالان تتار جوغ گوران و گوزنان را قرار