جوائز

لغت نامه دهخدا

جوائز. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جائز. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). رجوع به جائز شود. || ج ِ جائزه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). عطایا و انعامات و تحفه ها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جائزه شود.
- جوائز اشعار و امثال؛ آنچه از شهری بشهر دیگر رود و زبان بزبان بگردد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جایزه ( جائزه ) بخششها نورهانها پاداشها.

جمله سازی با جوائز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوالجوائز مِقدار بن محمّد مطامیری (؟-۱۱۲۶م) شاعر مدح‌سرای عبّاسی عراقی در روزگار مستظهر و مسترشد بود.

💡 «یا فتیان العرب و یا خلصان الادب و ابناء السیف و القلم و اخوان الجود و الکرم و اهل العمل و العلم و اصل الادب و الحلم، فوالذی حلاکم بالعلم الراجح و قواکم بالحلم الناجح، ان الدهر قد فسد و ان السوق قد کسد و الکرام قد خلت عراصها و زمت بالبین قلاصها و انقطعت جوائزها و استعجلت جنائزها، دیارهم خالیة و عظامهم بالیة و رسومهم قد عفت و جسومهم قدانطفت، فما بقی منهم مطعم و لا طاعن، و لاثاو و لا ظاعن و لا مجیب و لا داع و لا موف و لا مراع.»

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز