جلیت
واژه جلیت در زبان عربی، که ریشههای عمیقی در ادبیات و لغتشناسی فارسی دارد، به صفاتی همچون چابکی، چالاکی و سرعت اشاره میکند. این کلمه، که در متون کهن به مرد چابک و چست یا چالاک تعبیر شده است، تصویری از فردی پرانرژی، هوشیار و توانا را ترسیم میکند که قادر است با سرعت و دقت عمل کند. علاوه بر این، جلیت به پدیدهای طبیعی نیز اطلاق میشود: شبنمی که در طول شب بر زمین نشسته و با سردی هوا منجمد میگردد. این وجه تسمیه، زیبایی و ظرافتِ پدیدههای طبیعی را در کنار مفهوم چابکی و استقامت به ذهن متبادر میسازد.
مترادفها
تجلی، ظهور، آشکار
متضادها
خفا
لغت نامه دهخدا
جلیت. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) مرد چابک و چست. ( منتهی الارب ). چالاک. ( ناظم الاطباء ). || شبنمی که در شب بر زمین افتد و منجمد گردد. جلید. ( ناظم الاطباء ).
جلیة. [ ج َ لی ی َ ] ( ع ص ) خبر یقین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || مؤنث جلی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به جلی شود.
جلیة. [ ج ُ ل َی ْ ی َ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک وادی القری. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ معین
(جَ لّ یَ ) [ ع. ] نک جلیه.
فرهنگ عمید
حقیقت امر.
فرهنگ فارسی
مرد چابک و چست چالاک یا شبنمی که در شب بر زمین افتد و منجمد گردد و جلید
ویکی واژه
نک جلیه.
جمله سازی با جلیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در شبستان فنا شمع تجلیت کجاست؟ تو هم ای بی سر و پا، موسی جان را طوری
💡 باروی تو روی کفر و ایمان بنماند با نور تجلیت دل و جان بنماند