لغت نامه دهخدا
جاجم. [ ج ِ ] ( اِ ) پلاس را گویند و فرشی باشد که آن را از نمد الوان دوزند. ( برهان ). بمعنی جاجیم است و آن فرشی است که از پشم بافند غیر از گلیم، مطلق پلاس، و نیز فرشی که آن را از نمد الوان دوزند و جاجیم بتحتانی مشبع آن است. شفائی در هجو شال مرسله شخصی گفته است:
وهم گفتا نه کهنه جاجیمی است
چون نمد دالبر درم درمش.
لیکن در هندوستان بفتح شهرت دارد و از شعر ملافوقانی یزدی مستفاد میشود که بضم نیز صحیح باشد، زیرا که مدار قافیه غزل بر ضمه ماقبل رَوی است چون مردم، انجم و امثالها و هو هذا:
اطلس و زربفت با آن عز و گوز و طمطراق
ریشخند بندگان قالی و جاجم شدند.ملافوقانی یزدی ( از آنندراج ).