جاجم
مترادفها
کاسه، جام، پیاله
لغت نامه دهخدا
جاجم. [ ج ِ ] ( اِ ) پلاس را گویند و فرشی باشد که آن را از نمد الوان دوزند. ( برهان ). بمعنی جاجیم است و آن فرشی است که از پشم بافند غیر از گلیم، مطلق پلاس، و نیز فرشی که آن را از نمد الوان دوزند و جاجیم بتحتانی مشبع آن است. شفائی در هجو شال مرسله شخصی گفته است:
وهم گفتا نه کهنه جاجیمی است
چون نمد دالبر درم درمش.
لیکن در هندوستان بفتح شهرت دارد و از شعر ملافوقانی یزدی مستفاد میشود که بضم نیز صحیح باشد، زیرا که مدار قافیه غزل بر ضمه ماقبل رَوی است چون مردم، انجم و امثالها و هو هذا:
اطلس و زربفت با آن عز و گوز و طمطراق
ریشخند بندگان قالی و جاجم شدند.ملافوقانی یزدی ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(جِ ) (اِ. ) نک جاجیم.
فرهنگ عمید
=جاجیم
فرهنگ فارسی
( اسم )۱- فرشی که آنرااز نمد الوان دوزند ۲- اراک وبروجرد ) بافته ای ازپشم تابید. الوان که بسیار زبر و خشن است و بیشتر برای پیچیدن رختخواب و مانند آن بکاررود.
ویکی واژه
نک جاجیم.
جمله سازی با جاجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خانه دل جستی در را ز درون بستی مشکات و زجاجم من یا نور علی نورم
💡 حجاج پرسید: میدانی من کیستم؟ گفت: نه. گفت: من حجاجم. پیر گفت: تو میدانی من کیستم؟ گفت: نه. گفت: من مجنون بنی عجل ام و به هرروزی دوبار مصروع می شوم. حجاج خندید و فرمان داد صله ای بسیار وی را دهند.
💡 چو من جزوم در اینجا جمله جزوند چو من جانم در اینجاجمله عضوند
💡 چندی بعد در یکی از هفتههای اسمک دان ادی به پارتنر سابقش ری حمله کرد و او را طوری زد که ری به شدت خونی شد بعد یک سوپلکس به او زد سپس فینیشر لاسو فرام الپاسو را زد در جاجمنتدی قرار شد ری و ادی در برابر هم بازی کنند اما در اواخر بازی ادی با صندلی رو ری زد و بازی دی کیو شد.
💡 شکست برگگل هم ازتبسم عالمی دارد عرقریزیستهرجاجمع میگرددحرارتها