تیفویید
مترادفها
تیفوئید
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) نک حصبه.
دانشنامه آزاد فارسی
تیفوئید
رجوع شود به:حصبه
ویکی واژه
نک حصبه.
جمله سازی با تیفویید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مودیلیانی چهارمین فرزند خانواده بود او ارتباط نزدیکی با مادرش داشت. یوجینیا تا۱۰ سالگیِ آمادئو، در خانه به او درس میداد. او بعد از یک حملهٔ ورم ریه در سن ۱۱ سالگی با مشکلات مزاجی درگیر بود و بعدها دچار تب تیفویید نیز شد. وقتی آمادئو تقریباً ۱۶ ساله بود دوباره دچار ورم ریه شد. در این زمان او به سل دچار شد. عاقبت همین مرض جان او را گرفت. هر بار مادر او بود که با مراقبتهای بسیار شدید او را از این مرحله نجات میداد. بعد از اینکه مودیلیانی از دومین زورآزمایی با ورم ریه پیروز بیرون آمد، مادرش او را ابتدا به سفری به جنوب ایتالیا برد: ناپل، کاپری، رم و امالفی. این سفر با دیدار از فلورانس و ونیز در شمال ایتالیا به پایان رسید.
💡 پزشک توصیه کرد که برای پیشگیری از ابتلا به بیماری تیفویید، حتماً باید به رعایت دقیق بهداشت فردی و سلامت مواد غذایی توجه کرد.
💡 بیمار پس از مدتی تب شدید و درد شکم، تشخیص داد که به عفونت باکتریایی تیفویید در بدن خود مبتلا شده است.
💡 گسترش بیماری تیفویید در مناطق کمآب معمولاً به دلیل عدم دسترسی به آب آشامیدنی سالم و سیستم فاضلاب مناسب رخ میدهد.