کلمهی «تیردان» در فارسی به معنای محفظهای برای نگهداری و حمل تیر یا مهمات است. واژه از ترکیب «تیر» که هم شامل گلوله و فشنگ سلاح گرم و هم تیر کمان میشود و «دان» به معنی جایگاه یا محفظه تشکیل شده است. در معنای سنتی، تیردان برابر quiver است؛ کیسه یا قاب نگهدارنده تیر کمان که معمولاً از چرم، پارچه یا پوست ساخته میشد. در معنای نوین و نظامی، این واژه به محفظه یا خشاب نگهدارنده گلوله و فشنگ برای تفنگها و مسلسلها اطلاق میشود. هدف اصلی تیردان فراهمسازی دسترسی سریع به تیر یا فشنگ، تسهیل شلیک و افزایش بازده در شکار یا عملیات نظامی است. از نظر فنی، تیردان مدرن با اصطلاحاتی مانند «خشاب» یا «مهماتدان» هممعنی شمرده میشود، اما نوع سنتی با «کماندان» و «quiver» همسان است. این وسیله، خواه به شکل سنتی و خواه به شکل مدرن، واجد کارکرد حفاظتی و سازماندهی مهمات است و در هر دو زمینه ابزاری کلیدی به شمار میآید.
تیردان
لغت نامه دهخدا
تیردان. ( اِ مرکب ) قندیل و ترکش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ترکش. تیرکش. ( ناظم الاطباء ). جعبه. ترکش. کنانه. شکا. شغا. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
از بیم خویش تیره شود بر سپهر تیر
گر روز کینه دست برد سوی تیردان.فرخی.قندیل ما چو مهر پر از تیر شد ولی
تیری برون نمی رود از تیردان ما.طغرا ( از آنندراج ).رجوع به تیر و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ عمید
= ترکش
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای تیر ترکش تیرکش.
فرهنگستان زبان و ادب
{quiver} [ورزش] محفظه ای برای نگهداری تیرها
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ترکش
جمله سازی با تیردان
💡 «کلنگ » از تیردان مه «فامشید» است بفرشیم «دساتیر جی افرام »
💡 بگفت ببر بیان آورند و تیر وکمان کشید موزه و آویخت تیردان رستم
💡 کمانور که با تیر پیش تو آمد به بالا کمان و بدل تیردان شد
💡 از بیم خویش تیره شود بر سپهر تیر گر روز کینه دست برد سوی تیردان
💡 بر باد شود کنون به رویت کاین تیر به تیردان رسیدهست