تکان دادن

لغت نامه دهخدا

تکان دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) از جای خود حرکت دادن و راندن و لرزانیدن وجنبانیدن. ( ناظم الاطباء ). || جنبانیدن چنانکه دوای مایع را در شیشه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || به زیر و بالا بسختی و شدت پیاپی حرکت دادن، چنانکه فرش قالین را برای فروریزانیدن گرد انباشته درون تار و پود آن. ( یادداشت ایضاً ). || افشاندن. افشانیدن. نفض. ( یادداشت ایضاً ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حرکت دادن جنبیدن.

ویکی واژه

agitare
sbattere

جمله سازی با تکان دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نکته دیگر این است که چرا کشتی فرناندس توسط مردم جولا که چیزی از پرتغالی‌ها نمی‌دانستند بر روی رودخانه در کمین نشسته بودند. تاکسیرا دا موتا اشاره می‌کند دزدیدن زن کنار رودخانه، بومیان را از هدف‌های خصمانه پرتغالی‌ها آگاه کرد. البته این باور با مردم جولا که در سواحل کیپ وارلا بودند متفاوت است، استقبال و دست تکان دادن آن‌ها برای پرتغالی‌ها نشان می‌دهد درک اندکی از ماهیت برده‌داران پرتغالی داشتند.

💡 دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روزهای اخیر پیدا شده‌است با تاسف تماشا می‌کردم، در حدود دوازده هزار کیلو وزن دارد! تکان دادن چنین تودهٔ عظیمی غیرممکن است. بالاخره نتوانستم به خشم خود مسلط شوم، پتکی بدست گرفتم و بجان حیوان سنگی افتادم. ضرباتی وحشیانه به‌او زدم. سر ستون در نتیجه ضربات پتک مثل میوهٔ رسیده از هم شکافت...

💡 هفته منتهی به کریسمس، شماری از سربازان آلمانی و انگلیسی و فرانسوی با سلام و دست تکان دادن، به‌همدیگر نزدیک شدند و گویی با هم دشمنی ندارند، غذا و هدیه رّد و بدَل کردند و عملاً یک آتش‌بس نانوشته را به اجرا گذاشتند.

💡 اول از همه، شما می‌توانید فوکوس اتوماتیک را فراموش کنید. اکثر لنزهای ماکرو فوکوس به اندازه کافی سریع نیست که بتواند با رعایت حرکات مواجه شود و تکان دادن آن با بزرگنمایی ۱: ۱ باشد. مفید است که از همان ابتدا فکری از فوکوس اتوماتیک را کنار بگذارید و تمرکز خود را بر روی آن تمرکز کنید.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز