زان مستحی

لغت نامه دهخدا

زان مستحی. [ ن ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی درخت زان است که در نبات شناسی فاگوس سلوانیکا بندولا نام دارد. شاخه های این نوع ( همانطور که نام آن دلالت دارد )افکنده و آویزان است. ( از دائرة المعارف بستانی ).

فرهنگ فارسی

نوعی درخت زان است که در نبات شناسی فاگوس سلواتیکا بندولا نام دارد

جمله سازی با زان مستحی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون کند گر دیده باشد سوی تو یک دم و زان پس نبیند روی تو

💡 مردم رغم عشق دمی در من دم تا زندهٔ جاوید شوم زان یکدم

💡 ظلمت اشکال، زان جوید دلش تا که افزونتر نماید حاصلش

💡 اگرچه میغ ترک آسمان کرد تعجّب گر کنی زان می‌توان کرد

💡 گر پریشان شدست معذورست دایماً زان دو زلف سوداییست

💡 به یک هفته زان گونه بودند شاد به هشتم در گنجها برگشاد

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز