امور ابداعی
مترادفها
امور نوآورانه
متضادها
امور سنتی، امور موروثی
لغت نامه دهخدا
امور ابداعی. [ اُ رِ اِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواجه نصیرطوسی در اساس الاقتباس ( ص 355 ) در مبحث اصناف علل از فن منطق گوید: علتها باشد که صناعی بود مانند علل تخت از نجار و چوب و صورت تختی و جلوس بر وی باشد که طبیعی بود مانند طبیعت که علت فاعلی حرکت و سکون است در اجسام طبیعی و ماده و صورت طبیعی و حصول در مکان طبیعی که غایت حرکت اجسام طبیعی است و باشد که نفسانی بود و آن نفوس و اجرام نباتی و حیوانی و فلکی بود و صور و غایات افعال ایشان. و باشد که از این جمله خارج باشد و ازجمله اموری بود مقارن ماده که آنرا امور ابداعی خوانند و آن دو گونه بود: یکی آنچه ابداعی باشد بالذات مانند مفارقات که مبادی اولی وجودند و دیگر آنچه ابداعی بالحد باشد مانند مقادیر و اعداد.
جمله سازی با امور ابداعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تسای لون این یافتهاش را به امپراتور هان ههدی گزارش نمود و مورد تشویق قرار گرفت. امپراتور به او لقبی اشرافی و ثروتی بسیار اعطاء نمود و در سال ۱۱۴ (میلادی) نیز شهر لونگتینگ را به او داد. تسای لون اینک با عنوان مرزبان تسای لون شناخته میشد و به همین سبب کاغذ ابداعی او را نیز «کاغذ مرزبان تسای» مینامیدند.
💡 در نمایشگاه سازهای ابداعی محمدرضا شجریان که در اردیبهشت سال ۱۳۹۰ برگزار گردید، در این نمایشگاه ۱۴ ساز ابداعی و ۱۰ سنتور در اندازههای مختلف عرضه شد که ساخت تمامی آنها بر عهده افشین رجبی بوده
💡 در همین روزها رسالۀ رشدیه را که دربارۀ لزوم تغییر رسمالخط فارسی و شامل الفبای ابداعی خودش بود منتشر کرد. به همین دلیل ولیعهد وقت (مظفرالدین میرزا) به او لقب خان و مقام افتخاری «نایبآجودانباشی» را اهدا کرد.