تپاک

لغت نامه دهخدا

تپاک. [ ت َ ] ( اِ ) تپ. تپیدن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بمعنی تپ است که اضطراب و بیقراری باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ). اضطراب و بی قراری و بی آرامی. ( ناظم الاطباء ):
بیا ساقی آن شیره جان بیار
همان حاصل عمر دهقان بیار
همان خون جوشیده در بار تاک
که از تن برد رنج و از دل تپاک.فخرالدین گرگانی ( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ معین

(تَ ) (اِ. ) اضطراب، بی قراری.

فرهنگ عمید

= تاباک

ویکی واژه

اضطراب، بی قرا

جمله سازی با تپاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گلفروش ننالم کز اهل بازارست تپاک گرمی رفتار باغبانم سوخت

شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز