توکیل

توکیل

«توکیل» واژه‌ای فارسی و عربی‌تبار است که به معنای وکیل کردن یا کسی را به نمایندگی خود گماشتن به کار می‌رود. وقتی شخصی توکیل می‌کند، در واقع کار، مسئولیت یا تصرفی را به دیگری واگذار می‌کند تا از جانب او انجام دهد. این واژه در متون کهن و لغت‌نامه‌ها مانند دهخدا، معین و عمید بارها ذکر شده و شامل معانی متنوعی است: نخست وکیل قرار دادن کسی برای اداره کار یا اموال، دوم گماشتن شخصی برای انجام کاری خاص و سوم نظارت و تحت نظر قرار دادن شخص یا مال. به عنوان مثال، توکیل اموال کسی یعنی گماشتن افرادی بر اموال او تا مدیریت و حتی مصادره آن انجام شود. در کاربرد روزمره، توکیل به معنای سپردن کاری به شخصی دیگر و واگذار کردن اختیارات محدود یا کامل به او است. این واژه می‌تواند هم در زمینه اداری، مالی، حقوقی و هم در امور شخصی و اجتماعی استفاده شود. همچنین مصدر آن یعنی «توکيلات» به جمع و کارهای واگذار شده اشاره دارد.

لغت نامه دهخدا

توکیل. [ ت َ ] ( ع مص ) وکیل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). وکیل گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). گماشتن دیگری را بجای خود که از جانب او در آنچه مالک آن است تصرف کند. ( از تعریفات جرجانی ). || کاری با کسی ( به کسی ) گذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). گذاشتن کار را به کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کسی را بر چیزی گماشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برگماشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || نظارت. تحت نظر قرار دادن شخص یا مال را. مرحوم دهخدا در یادداشتی آرد: توکیل اموال کسی، امری است مقدمه مصادره و آن، گماشتن کسانی باشد بر اموال کسی تا سپس اموال او را مصادره کنند. رجوع به ابن خلکان چ تهران ص 36 س 14 شود: سرهنگان پادشاه به سوابق فضل او معترف بودند و به شکر آن مرتهن لاجرم در مدت توکیل او رفق و ملاطفت کردند. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ معین

(تُ ) [ ع. ] (مص م. ) کسی را وکیل خود کردن.

فرهنگ عمید

۱. وکیل گرفتن.
۲. کسی را از طرف خود وکیل ساختن و کاری را به عهدۀ او گذاشتن.

فرهنگ فارسی

وکیل قراردادن، وکیل کردن کسی، کسی راوکیل ساختن
( مصدر ) برگماشتن وکیل کردن کسی را اجرای کاری را بعهد. شخصی واگذاشتن. جمع: توکیلات.

ویکی واژه

کسی را وکیل خود کردن.

جمله سازی با توکیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک زوزن را خواجه‌ای بود کریم النفس نیک محضر که همگان را در مواجهه خدمت کردی و در غیبت نکویی گفتی. اتفاقاً از او حرکتی در نظر سلطان ناپسند آمد. مصادره فرمود و عقوبت کرد و سرهنگان ملک به سوابق نعمت او معترف بودند و به شکر آن مرتهن در مدت توکیل او رفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی.

💡 یکی آن که نیت زکوه فریضه بکند و اگر وکیلی فرا دارد؛ در وقت توکیل نیت کند یا وکیل را دستوری دهد تا به وقت دادن نیت کند و چون ولی زکوه مال طفل دهد نیت کند یا وکیل را دستوری دهد تا به وقت دادن نیت کند و چون ولی زکوه مال طفل دهد نیت کند.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز