لغت نامه دهخدا
تناصر. [ ت َ ص ُ ] ( ع مص ) یکدیگر را یاری دادن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || راست گردانیدن بعض خبر مر بعض را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تناصر. [ ت َ ص ُ ] ( ع مص ) یکدیگر را یاری دادن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || راست گردانیدن بعض خبر مر بعض را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ صُ ) [ ع. ] (مص م. ) همدیگر را یاری کردن.
یکدیگر را یاری دادن، به هم یاری کردن.
( مصدر ) هم را یاری کردن یار هم شدن.
همدیگر را یاری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوله: وَ لا تَفَرَّقُوا ای لا تتفرقوا کما کنتم فی الجاهلیة مقتتلین علی غیر دین اللَّه، بل تناصروا و اصطلحوا و اجتمعوا علی الاسلام اخوانا.