لغت نامه دهخدا
تناجی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر راز گفتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). باهم راز گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
تناجی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر راز گفتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). باهم راز گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم راز گفتن.
راز گفتن، با هم راز گفتن.
با هم راز گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عن رسول اللَّه (ص) قال: «اذا کنتم ثلاثة فلا یتناجی اثنان دون الثالث، فانّ ذلک یحزنه».
💡 هرآن جان و دلی کان زنده باشد ز مهر تستشان دایم تناجی