تلمع
تلمع یک واژه عربی است که به معنای درخشش، تابش یا نورانی شدن است و برای توصیف حالتی به کار میرود که چیزی به طور خاصی میدرخشد یا نور را منعکس میکند.
به عنوان مثال، میتوان گفت که تلمع نور خورشید بر روی آب یا بر روی سطوح براق، زیبایی خاصی ایجاد میکند.
این واژه میتواند به صورت مجازی نیز به کار رود، مانند توصیف احساسات یا ویژگیهای انسانی، جایی که فردی با انرژی یا شادابی خاصی درخشش دارد.
مترادفها
درخشش، لمعان، تابندگی
لغت نامه دهخدا
تلمع. [ ت َ ل َم ْ م ُ ] ( ع مص ) ربودن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اختلاس. ( اقرب الموارد ). || روشن شدن و درخشیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). درخشیدن برق و جز آن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ لَ مُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) روشن شدن، درخشیدن.
فرهنگ فارسی
درخشیدن، روشن شدن، درخشیدن برق یاچیزدیگر
۱ - ( مصدر ) روشن شدن درخشیدن ( برق وغیره ).۲ - روشنایی جمع: تلمعات.
جمله سازی با تلمع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا ایها البرق الذی تلمع من ای اکناف الحمی تسطع
💡 هل یطفئن الصبر نار جوانحی و معالم الاحباب تلمع نورا
💡 کحربآء ملتف علی فرع تنضب و حین طلوع الشمس تلمع لامته