لغت نامه دهخدا
تفکیر. [ ت َ ] ( ع مص ) اندیشه کردن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تفکر شود.
تفکیر. [ ت َ ] ( ع مص ) اندیشه کردن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تفکر شود.
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) اندیشیدن.
فکر کردن، اندیشه کردن، اندیشیدن.
فکرکردن، اندیشه کردن، اندیشیدن
۱ -( مصدر ) اندیشه کردن اندیشیدن. ۲ - ( اسم ) اندیشه. جمع: تفکیرات.
رجوع شود به:تثبیت
[ویکی فقه] تفکیر یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و از انواع قیاس خطابی است.
هر گاه استنباط حدوسط در قیاس ضمیر (قیاسی که در خطابه به کار رفته و کبرا و یا صغرای آن حذف شده است) به فکر نیاز داشته باشد آن قیاس را «تفکیر» می خوانند.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.• مظفر، محمدرضا، المنطق.
۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۴۳۸.
...
اندیشیدن.
💡 راستی یعنی چه، درستی کجاست؟ بی پرده گوئی چرا؟ پنهان خورید باده که تفکیر میکنند. مردی که این جا بی پرده و حجاب حرف بزند، نادرتر از آن است که زنی در فرنگ با چادر ونقاب راه برود. انی لم استطع معک صبرا.
💡 عدهای از منتقدان ابوزید مثل احمد صبحی منصور، جورج طرابیشی و محمد عماره، کم اطلاعی او از تاریخ و بعضی اشتباهات تاریخی او را به نقد کشیدهاند. ضمن اینکه خود ابوزید در دفاعیاتش اعلان کرد که مفهوم تاریخیت بیان شده از طرف او، مورد سوء برداشت منتقدان قرار گرفتهاست (التفکیر فی زمن التکفیر: ص۱۹۷)