ملتزم شدن

مترادف‌ها

تعهد کردن، پایبند شدن

متضادها

رها کردن، تخلف کردن

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) متعهد شدن، مجبور شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متعهد شدن: [ و جزیه قبول کردند ملتزم شدند که سال بسال برسانند ] ( ظفرنامه یزدی. چا. امیر کبیر۳۸۳:۲ )

ویکی واژه

متعهد شدن، مجبور شدن.

جمله سازی با ملتزم شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنابراین اساس شیوه احمد ابن حنبل احترام نهادن و ملتزم شدن به هر شرطی است که طرف‌های معامله بنهند مگر آن که از سوی شارع دلیلی بر حرمت آن شرط برسد.

💡 به عبارت دیگر و از نگاه فقهی جعاله ملتزم شدن جاعل به دادن عوض است در قبال عملی که حلال و مقصود عقلا است. در جعاله، شخص ملتزم را جاعل و طرف مقابل را عامل، و اجرت را جُعل می‌گویند.

💡 نگاه فقهی جعاله ملتزم شدن جاعل به دادن عوض (مثلاً وجه نقد به عنوان دستمزد) است در قبال عملی که اولا حلال باشد و دوم اینکه عقلانی و منطقی باشد. در جعاله، شخص ملتزم را جاعل و طرف مقابل را عامل، و اجرت را جُعل می‌گویند.

💡 تصمیم او برای ملتزم شدن به تمامی اصول اخلاقی و قوانین تعیین شده در قرارداد، باعث شد که همکارانش به او اعتماد بیشتری پیدا کنند.

💡 دولت موظف است برای بهبود کیفیت خدمات عمومی، به وعده‌های انتخاباتی خود و اجرای برنامه‌های توسعه‌ای که قبلاً وعده داده بود، کاملاً ملتزم شدن را در اولویت قرار دهد.

💡 تلاش مداوم دانشجویان برای ملتزم شدن به استانداردهای علمی و اخلاقی، منجر به کسب موفقیت‌های بزرگ و دریافت بورسیه‌های تحصیلی در دانشگاه‌های معتبر جهان شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران