فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) متعهد شدن، مجبور شدن.
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) متعهد شدن، مجبور شدن.
( مصدر ) متعهد شدن: [ و جزیه قبول کردند ملتزم شدند که سال بسال برسانند ] ( ظفرنامه یزدی. چا. امیر کبیر۳۸۳:۲ )
متعهد شدن، مجبور شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین اساس شیوه احمد ابن حنبل احترام نهادن و ملتزم شدن به هر شرطی است که طرفهای معامله بنهند مگر آن که از سوی شارع دلیلی بر حرمت آن شرط برسد.
💡 به عبارت دیگر و از نگاه فقهی جعاله ملتزم شدن جاعل به دادن عوض است در قبال عملی که حلال و مقصود عقلا است. در جعاله، شخص ملتزم را جاعل و طرف مقابل را عامل، و اجرت را جُعل میگویند.
💡 نگاه فقهی جعاله ملتزم شدن جاعل به دادن عوض (مثلاً وجه نقد به عنوان دستمزد) است در قبال عملی که اولا حلال باشد و دوم اینکه عقلانی و منطقی باشد. در جعاله، شخص ملتزم را جاعل و طرف مقابل را عامل، و اجرت را جُعل میگویند.