تفخر

لغت نامه دهخدا

تفخر. [ ت َ ف َخ ْ خ ُ ] ( ع مص ) بزرگی نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعظم و تکبر مرد، یقال: فلان متفخر متفجر. ( اقرب الموارد ).
تفخر. [ ت َ ف َخ ْ خ ُ ] ( ع مص ) فیریدن و بزرگی نمودن و بزرگ منشی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تکبر و تعظم. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ فَ خُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) بزرگی کردن.

فرهنگ عمید

بزرگی نمودن، بزرگ منشی کردن: که مؤمن دور باشد از تکبر / نبینی ذره ای در وی تفخر (شاه نعمت الله ولی: ۷۵۶ ).

ویکی واژه

بزرگی کردن.

جمله سازی با تفخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله: فَلَمَّا قَضی‌ زَیْدٌ مِنْها وَطَراً ای حاجته من نکاحها زَوَّجْناکَها و ذکر قضاء الوطر لیعلم انّ زوجة المتبنّی تحلّ للمتبنّی بعد الدّخول بها. قال انس: کانت زینب تفخر علی ازواج النّبی (ص) و تقول: زوّجکنّ اهالیکنّ و زوّجنی اللَّه من فوق سبع سماوات و انّ السفیر لجبرئیل علیه السلام. و عن انس رضی اللَّه عنه قال: أولم رسول اللَّه (ص) حین ابتنی بزینب بنت جحش فاشبع المسلمین خبزا و لحما.

💡 و حرصک الشّدید؟ این منزلک العمران؟ این ما جمعت من حلال و حرام؟ این اخوانک و رفقاؤک؟ این من کنت تفخر بهم؟ ترکوک فی لحدک وحیدا، بین التّراب و الدّود، لو نظروا علیک کما نظرت لترکوا الدّنیا و بکوا علی انفسهم ایّام حیاتهم! فالویل لی و لک الی یوم القیامة من الملک الجلیل، و دیّان یوم الدّین! فعلیک السّلام، فلیتنی لم ارک و لم ترنی. ثمّ انقلب عنه و مضی. پس راوی خبر گفت و اللَّه اعلم: فهذا احوالنا و مردّنا و مصیرنا، و انّا للَّه و انّا الیه راجعون.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز