تغسیل
متضادها
آلوده کردن
لغت نامه دهخدا
تغسیل. [ ت َ ] ( ع مص ) مبالغه نمودن در شستن اندام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پاک گردانیدن گناه و جز آن: غسل اﷲ حوبک؛ ای طهرک. ( از اقرب الموارد ). || بسیار گاییدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) غسل دادن.
فرهنگ عمید
۱. غسل دادن.
۲. شست وشو کردن.
۳. مبالغه کردن در شستن.
فرهنگ فارسی
غسل دادن، شستشوکردن، مبالغه کردن درشستن
۱ - ( مصدر ) غسل دادن شستشو کردن. ۲ - ( اسم ) غسل شستشو. جمع: تغسیلات.
ویکی واژه
غسل دادن.
جمله سازی با تغسیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پی تغسیل و دفن مردمان زندهدل مردهشو در این محیط مرده پرور زنده باد
💡 مئزر و سطل و آلت تغسیل همه بر خادمان کنند دلیل