تعنیف. [ ت َ ] ( ع مص ) درشت کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درشتی کردن. ( آنندراج ). نرمی نکردن با کسی. ( از اقرب الموارد ). || سرزنش کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ملامت نمودن. ( زوزنی ). سرزنش و ملامت نمودن به درشتی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به عنف و شدت و عتاب کسی را سرزنش کردن. ( از اقرب الموارد ). سرزنش نمودن. ( آنندراج ): با من خطاب وعتاب و تشدید و تعنیف فرماید. ( سندبادنامه ص 108 ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - درشتی کردن. ۲ - سرزنش کردن.
سرزنش کردن، به سختی ملامت کردن، با کسی به سختی و به درشتی رفتار کردن.
درشت کردن درشتی کردن
درشتی کردن.
سرزنش کردن.
💡 ازو پرسیدند که: همان روز چرا نگفتی؟ گفت:بیک گواه حکم ثابت نشدی. من بی منفعتی تعذیب حیوان روا ندارم. بدین دو شهادت حکم سیاست بر دمنه متوجه گشت. شیر بفرمود تا او را ببستند و باحتیاط باز داشت، و طعمه او بازگرفت، و ابواب تشدید و تعنیف تقدیم نمودند تا زا گرنسگی و تشنگی بمرد. و عاقبت مکر و فرجام بغی چنین باشد.
💡 فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ سؤال تعنیف است و تعذیب. وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ سؤال تشریف است و تقریب. روز قیامت سؤال متفنن است، از آنکه احوال خلق متفاوت است. سؤال هر کس بر اندازه روش او. قومی را از کردار پرسند. قومی را از نعمت. قومی را از صدق و صفاوت. قومی را سؤال کنند از روی سیاست و هیبت، قومی را از لطف و کرامت. سؤال کردار آن است که: فَوَ رَبِّکَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ.