تعزیز

لغت نامه دهخدا

تعزیز. [ ت َ ] ( ع مص ) ارجمند گردانیدن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). عزیز گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عزیز کردن. ( دهار ). || تعظیم. ( اقرب الموارد ). || نیرومند کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). قوی کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). توانا کردن. و منه قوله تعالی: فعززنا بثالث. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر هم نشاندن باران زمین را. || دشوار کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ارجمند گردانیدن، عزیز کردن.

فرهنگ عمید

۱. عزیز کردن، ارجمند گردانیدن.
۲. بزرگ داشتن.
۳. توانا کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) عزیز کردن ارجمند کردن.
ارجمند گردانیدن تعظیم

ویکی واژه

ارجمند گردانیدن، عزیز کردن.

جمله سازی با تعزیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حکم حق کند پس هر که تقصیر بود واجب ورا تنبیه و تعزیز

💡 گفت کآزادی‌خواهان دیار کشمر برگزیدند به تکریم و به تعزیز مرا

💡 منسوبان متوفی، آن ستون بلوری را یک سال تمام از تاریخ مرگ در خانه نگه می‌دارند و میوه‌های نوبر را مرتباً برای آن می‌برند و باتقدیم قربانی‌ها، مرده را تعزیز و تکریم می‌کنند و همین که یک سال گذشت، آن ستون را حمل کرده در حومهٔ شهر می‌گذارند.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز