تعجیب

لغت نامه دهخدا

تعجیب. [ ت َ ] ( ع مص ) کسی را به شگفتی آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). کسی را شگفتی نمودن. ( زوزنی ). کسی را به شگفتی افکندن. ( دهار ). به شگفت آوردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در شگفت انداختن. ( آنندراج ). برانگیختن شگفتی کسی. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعجب شود.

فرهنگ معین

(تَ عَ ) [ ع. ] (مص م. ) به شگفت آوردن، به حیرت درآوردن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برانگیختن تعجب مخاطب؛ از اسباب تقدیم لفظ را تعجیب گویند.
«تعجیب» یکی از اسباب تقدیم و تاخیر است؛ یعنی جایی که لفظی بر عجیب بودن چیزی دلالت بیشتر و روشن تری دارد، بر لفظ دیگر مقدم می شود؛ مانند مقدم کردن «الجبال» بر «الطیر» در (... وسخرنا مع داوود الجبال یسبحن والطیر...)؛ "و کوهها را با داوود و پرندگان به نیایش واداشتیم" زیرا تسخیر کوه ها برای داوود و تسبیح آن ها برای خدا، باعث شگفتی بیشتری از تسخیر و تسبیح پرندگان است.

ویکی واژه

به شگفت آوردن، به حیرت درآوردن.

جمله سازی با تعجیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ ما أَدْراکَ ما سِجِّینٌ ای لیس هذا ممّا کنت تعلمه انت و لا قومک حتّی عرّفناک. قاله تعظیما لشأن السّجّین و تعجیبا منه و تهویلا لامره ثمّ قال: کِتابٌ مَرْقُومٌ لیس هذا تفسیر السّجّین بل هو بیان الکتاب المذکور فی قوله: إِنَّ کِتابَ الفُجَّارِ ای هو کِتابٌ مَرْقُومٌ ای مکتوب اعمالهم مثبت علیهم کالرّقم فی الثّوب لا ینسی و لا یمحی حتّی یجازوا به. و قال قتادة و مقاتل: رقم علیهم بشر کانّه اعلم بعلامة یعرف بها انّه کافر و قیل: مختوم بلغة حمیر.

💡 وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ سیاق این سخن بر طریق تعجیب است، میگوید: این جهودان ترا چگونه حاکم کنند، و حکم تو چون پسندند! وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِیها حُکْمُ اللَّهِ! و آن گه تورات سخن من بنزدیک ایشان، و حکم من در میان، رجم در آن روشن! و خود میدانند، و اینک ترا حاکم میسازند، نه از آنست که بر تو وثوق دارند، که آن طلب رخصت است که میکنند، نه بینی که پس از تحکیم از تو برمیگردند! و حکم تو بر رجم می‌نپذیرند.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز