تطول

کلمه «تطول» در فارسی به معنای منت نهادن بر کسی و فزونی جستن آمده است و در متون ادبی و تاریخی به کار رفته است. در این کاربرد، «تطول» بیانگر حالتی است که شخص به کسی فضل، محبت یا احسانی می‌کند و بر او منت می‌نهد. این واژه همچنین معنای «فزونی جستن» دارد و اشاره به افزایش، رشد یا برتری در چیزی دارد. این واژه از نظر لغوی مصدر است و می‌تواند هم عمل منت نهادن و هم حالت فزونی را نشان دهد. در ادبیات کلاسیک فارسی، این کلمه برای توصیف احسان و بزرگواری بزرگان یا فضائل افراد به کار رفته است. علاوه بر کاربرد معنوی و اخلاقی، «تطول» در برخی متون به معنای رسن دراز برای بستن پای ستوران نیز آمده است، اما معنای اصلی آن منت نهادن و فزونی جستن است. استفاده از «تطول» در متن‌ها معمولاً برای تأکید بر بزرگواری، احسان و افزونگی چیزی یا کسی است.

لغت نامه دهخدا

تطول. [ ت َ طَوْ وُ ] ( ع مص ) منت نهادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || فضل و فزونی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فضل کردن. ( زوزنی ).
تطول. [ ت ِ وَ ] ( ع اِ ) رسن دراز که ستور را را به علف بندند و رسن که بدان پای ستوران بندند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ طَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - منت نهادن بر کسی. ۲ - فزونی جستن.

فرهنگ عمید

۱. فضل و فزونی نمودن.
۲. منت نهادن بر کسی.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱ - فزونی جستن.۲ - سپاس نهادن.
رسن دراز که ستور را به علف و بندند و رسن که بدان پای ستوران بندند

ویکی واژه

منت نهادن بر کسی.
فزونی جستن.

جمله سازی با تطول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیچ عاقل نیست غافل از دعاها گفتنش کایچ دانا نیست محروم از تطول کردنش