پست

پست

پست به عنوان روشی برای ارسال نامه‌ها و مرسولات پستی، شامل بسته‌ها و پاکت‌های بزرگ است. معمولاً مدارک و فرستاده‌ها در پاکتی قرار می‌گیرند که بر روی آن تمبر چسبانده می‌شود؛ این تمبر نشان‌دهنده پرداخت هزینه خدمات اداره پست است. پست به سه نوع مختلف تقسیم می‌شود: دریایی، هوایی و زمینی. ایرانیان با تأسیس چاپارخانه‌ها در دوران هخامنشی، نخستین سیستم معتبر در جهان را به وجود آوردند. هرودت در این باره می‌نویسد: گفته می‌شود به تعداد روزهایی که کل سفر به طول می‌انجامد، اسب‌ها و مردانی در طول مسیر ایستاده‌اند. هر اسب و مردی مسیری یک روزه را طی می‌کند و هیچ چیز نمی‌تواند آن‌ها را متوقف کند؛ نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی، تا مأموریت خود را با تمام سرعت انجام دهند. در ابتدا، پیادگان و سپس سواران مسئولیت انتقال مرسولات را بر عهده داشتند. در ایستگاه‌ها، اسب‌های تازه نفس نگهداری می‌شدند تا چاپار بتواند به سرعت به مسیر خود ادامه دهد. این اصل کلی آن تا زمان اختراع راه‌آهن پابرجا بود. راه‌ها با سنگ‌های خاصی که به پارسی فرسنگ نامیده می‌شدند، مشخص شده بودند. ایده کلی استفاده از آن به شیوه امروزی، از نوآوری‌های هخامنشیان به شمار می‌آید.

لغت نامه دهخدا

پست. [ پ َ ] ( ص ) مقابل بالا. پائین. تحت. سفل. زیر. مقابل بالا و روی. مقابل علو و فوق

فرهنگ معین

(پُ ) (اِ. ) مخفف پوست، جلد.
( ~. ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - کار رساندن نامه ها و بسته ها از جایی به جای دیگر. ۲ - سازمانی که عهده دار این کار است. ۳ - محل خدمت. ۴ - شغل و مقام اداری. ۵ - وظیفة معین هر بازیکن در بازی های گروهی، نقش (فره ).،~ الکترونیک ایمیل.، ~ اکسپرس نوعی خدمات
(پَ ) (ص. ) ۱ - پایین، نشیب. ۲ - کوتاه، کم ارتفاع. ۳ - فرومایه، بی سر و پا. ۴ - خراب، بد. ۵ - نابود، معدوم. ۶ - ذلیل، زبون. ۷ - دون، خوار. ۸ - تنگ چشم، اندک بین. ۹ - ناگوار، تلخ. ۱٠ - هراسان، مشوش. ۱۱ - بیزار، نفور. ۱۲ - سست، ضعیف.
(پِ یاپَ ) (اِ. ) ۱ - هر نوع آرد. ۲ - آرد بریان شدة گندم یا جو. ۳ - سپوس، پوست گندم یا جو.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- اداره ای که نامه ها و امانات را از جایی بجایی می برد و می رساند چاپارخانه. ۲- شخصی که نامه ها و امانات را می رساند چاپار خانه. ۲- شخصی که نامه ها و امانات را می رساند چاپار چیز. پیک برید. ۳- منازلی در راه شهرها که در آن مرکوب برای حمل مسافر و بارنگاه دارند. ۴- محل خدمت ماموران انتظامی پاسگاه ۶- شغل مقام: پست حساسی دارد. یا پست امدادی. پاسگاهی که برای کمک در مواقع ضروری ساخته شود: پست امدادی شیر و خورشید. یا پست امدادی آموزشگاهها. شفاخانه یا پست ژاندارم. پاسگاه ژاندارم.
پائین تحت

جملاتی از کلمه پست

گرچه بر کوه بز بلند بود لیک آخر چو مرد پست شود
او در پست مهاجم برای تیم مجیک جک بازی می‌کند.
پیش بالای سر و بالائی خواهم افتاد و پست خواهم شد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم