کام دن
لغت نامه دهخدا
کام دن. [ دِ ] ( اِخ ) ویلیام. باستان شناس انگلیسی که در لندن به دنیا آمد ( 1623-1551 م. ). وی مؤلف کتاب کرگرافی بریتانیای بزرگ است.
کام دن. [ دِ ] ( اِخ ) شهری است در ایالت متحده آمریکا به ایالت نیوجرسی. 124500 تن سکنه دارد. و صنعت فلزکاری آن معروف است.
جمله سازی با کام دن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون بنویسی دهندهٔ کام دل است چون بسرایی برندهٔ هوش سر است
💡 غفلت ز دلم ربود غم را این شهد به کام این و آن ماند
💡 نفس چون با شیخ بیند کام تو از بن دندان شود او رام تو
💡 بگفتم از لب شیرین مرا بده کامی نهاد بر لب شیرین آبدار انگشت
💡 سپهدار بشنید و آرام یافت خوش آمدش وز مهتران کام یافت