لغت نامه دهخدا
تصاعدی. [ ت َ ع ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به تصاعد. رجوع به تصاعد شود.
- مالیات تصاعدی؛از انواع مالیات مستقیم است که بر اساس افزایش سود مقدار مالیات افزایش می یابد.
تصاعدی. [ ت َ ع ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به تصاعد. رجوع به تصاعد شود.
- مالیات تصاعدی؛از انواع مالیات مستقیم است که بر اساس افزایش سود مقدار مالیات افزایش می یابد.
منسوب به تصاعد
💡 افزایش تصاعدی زائران، عدم گنجایش فضاهای باز و سرپوشیده حرم و رواقها، عدم سهولت زیارت و رفت و آمد انبوه زائران و…، او را واداشت به راههایی فکر کند که ضمن در نظر گرفتن مسائل اجتماعی، فرهنگی، زیارتی و خدماتی، بهترین فضا برای زیارت و نیایش زائران فراهم شود.
💡 اجرای مشتاق شکلی از اجرای پیش بینانه است که در آن هر دو طرف شاخه مشروط اجرا میشوند. با این حال، نتایج تنها در صورتی تأیید میشوند که نتیجه درست باشد. با منابع نامحدود، اجرای مشتاق در تئوری عملکردی مشابه پیشبینی پرش کامل را ارائه میدهد. با منابع محدود، اجرای مشتاقانه باید با دقت به کار گرفته شود، زیرا تعداد منابع مورد نیاز به طور تصاعدی با هر سطح از شاخه اجرا شده افزایش مییابد.
💡 اثر موجی به پدیده ای گفته میشود که پس از سقوط جسمی در درون یک مایع، چندین موج ایجاد شده و به سمت بیرون گسترش پیدا میکنند. در اقتصاد از این مفهوم برای بیان چندبرابر شدن و رشد تصاعدی استفاده میشود. در روانشناسی برای بیان اثر غیرمستقیم یک عامل اجتماعی، بیان میشود. این مفهوم در علم کامپیوتر هم کاربرد دارد.