بچل

لغت نامه دهخدا

بچل. [ ب َ چ َ ] ( ص ) شخصی را گویند که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث گرداند. ( برهان قاطع ). پلید. چرکین. ( آنندراج ). پچل. چرکین.
- بچل بودن؛ چرکین بودن و ملوث بودن لباس. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به پچل شود.

فرهنگ معین

(بَ چَ ) (ص. ) شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.

فرهنگ عمید

= پچل

فرهنگ فارسی

( صفت ) شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.

ویکی واژه

شخصی که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرک و ملوث سازد.

جمله سازی با بچل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدای در گل آدم بچل صبوح سرشت هزار ناله و افغان و صد هزار آوخ

💡 قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز بی‌ثمر غورهٔ چشمی بچلانیم که چه

💡 پرندگان: قوی گنگ، قوی فریادکش، فیلوش، اردک سیاه کاکل، اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار، پری شاهرخ، درنا و قرقاول.

💡 فضیل عیاض٭ را پس مرگ بخواب دیدند گفتند: حال تو؟ گفت: لم ار للعبد خیراً من ربه. خیر نساج را پس از مرگ بخواب دیدند گفتند: حال تو؟ گفت: ترا از این چکار، ازین دنیای بچلوی «پلیدک، نجس»شما باری برستم.

💡 بچل در ۱۵ مارس ۲۰۲۱در خانه خود در رستون، ویرجینیا درگذشت. او ۹۵سال داشت.

💡 هر آن کشفی که ایشان را بچل روز شود حاصل بجد و جهد دلسوز

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز