تشمیم

لغت نامه دهخدا

تشمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) بوییدن. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) بو کردن، بوییدن.

فرهنگ عمید

بوییدن، بو کردن.

ویکی واژه

بو کردن، بوییدن.

جمله سازی با تشمیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت آن واصل کامل که:«علیکم بالشام » بوی آن زلف مرا دست بوقت تشمیم

💡 هم زان توایم، هر چه هستیم گر محتشمیم و گر گداییم

💡 جعل گفتا که: چون سرگین ببویم مرا خوشتر ز تشمیم ریاحین

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز