لغت نامه دهخدا
تخلیه کردن. [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خالی کردن. ( ناظم الاطباء ).
تخلیه کردن. [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خالی کردن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ - خالی کردن وا گذاشتن: (( خانه را تخلیه کرد. ) )۲- خالی و ترک کردن قوای نظامی ناحیه یا شهری را.
evacuare
sfrattare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با حمله مغولان و با ورود هولاکو خان، آذربایجان مرکز شاهنشاهی مغولان از خراسان تا شام شده بود. پس از مغولان، خاندان ترکهای قراقویونلو و آققویونلو بر این منطقه تسلط یافتند. در زمان صفویه، شاه اسماعیل اول شهر تبریز را پایتخت ایران اعلام کرد. در دوران حکومت قاجاریان بعد از فتحعلیشاه قاجار، شهر تبریز ولیعهد نشین شد و به این ترتیب محمد شاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه،محمدعلی شاه و احمدشاه دوران ولایت عهدی خود را در این شهر گذراندند. رضاشاه در سال ۱۳۰۰ سیطره حکومت مرکزی ایران را بر این منطقه برقرار کرد. با شروع جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۰، نیروهای شوروی وارد آذربایجان شدند. این نیروها در اردیبهشت ۱۳۲۵ به دنبال طرح مسئله آذربایجان در سازمان ملل متحد، آذربایجان را تخلیه کردند.
💡 ظهور دومین ایو بسیار عظیمتر بود، بهطوریکه منجر به خسارات بیشتری نسبت به تالار کارنگی شد. تلفات ناشی از این حمله باعث تخلیه کردن شهر شد، و فقط اداره پلیس و ارتش وظیفه فرونشاندن این ترس و اضطراب را به عهده داشتند. اما تنها کسی که توانایی نزدیک شدن به ایو بدون اینکه بلافاصله کشته نشود را داشت، آیا بود. به کمک دنیئل و دانشمندی ژاپنی به نام کونیهیکو مائدا،[پانویس ۴] جلوگیری از مقصود ایو که نابودسازی بشریت بود را برای آیا امکانپذیر میساخت.