تحلم

لغت نامه دهخدا

تحلم. [ ت َح َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) حلم نمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به تکلف بردباری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || آکنده و فربه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || تحلم مال؛ فربه شدن شتران. || تحلم ضب و صبی و جراد؛ پیه ناک شدن سوسمار و کودک و ملخ. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). فربه شدن سوسمار و جز آن. ( آنندراج ). || تحلم حلم؛ دعوی دیدن خواب کردن و ندیده بودن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تحلم فلان؛ دعوی خواب دیدن بدروغ کردن. حدیث: من تحلم کلف ان یقعد بین سعیرین. ( اقرب الموارد ). || تحلم حلم؛ استعمال آن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). بکاشتن خواب را. ( شرح قاموس ). || خواب دیدن، در خوابیدن. ( شرح قاموس ). خواب دیدن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ حَ لُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - بردباری نمودن، حلم ورزیدن. ۲ - به تکلف بردباری نمودن.

فرهنگ عمید

۱. حلم ورزیدن.
۲. به تکلف بردباری کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خواب دیدن.

ویکی واژه

بردباری نمودن، حلم ورزیدن.
به تکلف بردباری نمودن.

جمله سازی با تحلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله: «وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ» یرید الاحرار الّذین بلغوا، و الحلم رؤیا البالغ و منه سمّی البلوغ حلما و المحتلم و الحالم البالغ، و الحالم النّائم و المتحلم الّذی یری الرؤیا، و فی الخبر، من تحلّم فی منامه فلا یخبرنا بتلعب الشیطان به‌، و معنی الآیة اذا بلغ الاطفال من احرارکم و ارادوا الدخول علیکم فلیستأذنوا فی جمیع الاوقات، «کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ای کما استأذن الّذین بلغوا و دخلوا من قبلهم، و قیل یعنی الّذین کانوا مع ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السّلام.

💡 سال تا سال گرفتار دل مستحلم وای آن کس که گرفتار دل مستحلست

پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز