تثمیر

لغت نامه دهخدا

تثمیر. [ ت َ ] ( ع مص ) بسیار کردن مال. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). افزودن و بسیار کردن. ( زوزنی ): هر که... مال بدست آورد و در تثمیر آن غفلت ورزد زود درویش شود. ( کلیله و دمنه ). || میوه چیدن و بمعنی نفع یافتن. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). به ثمر آوردن. ( فرهنگ نظام ). || مسکه برآوردن شیر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از قطر المحیط ). || دانه بستن کشت. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) به ثمر رسانیدن، سود دادن.

فرهنگ عمید

۱. به ثمر رسانیدن.
۲. زیاد کردن مال و بهره گرفتن از آن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بسیار کردن ببار آوردن بار آوردن:(( در تثمیر مال باید کوشید. ) )

ویکی واژه

به ثمر رسانیدن، سود دادن.

جمله سازی با تثمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و چون این شرایط رعایت کند حفظ به سه شرط صورت بندد: اول آنکه خرج با دخل مقابل نبود، و ازان زیادت نیز نبود بل کمتر بود؛ و دوم آنکه در چیزی که تثمیر آن متعذر بود، مانند ملکی که به عمارت آن قیام نتوان کرد، و جوهری که راغب آن عزیزالوجود بود، صرف نکند؛ و سیم آنکه رواج کار طلبد، و سود متواتر و اگرچه اندک بود بر منافع بسیار که بر وجه اتفاق افتد اختیار کند.

💡 و اما حفظ مال بی تثمیر میسر نشود، چه خرج ضروریست و دران سه شرط نگاه باید داشت: اول آنکه اختلالی به معیشت اهل منزل راه نیابد؛ و دوم آنکه اختلالی به دیانت و عرض راه نیابد، چه اگر اهل حاجت را با وجود ثروت محروم گذارد در دیانت لایق نبود، و اگر از ایثار بر اکفاء و متعرضان عرض اعراض کند از همت دور باشد؛ و سیم آنکه مرتکب رذیلتی مانند بخل و حرص نگردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران